تبليغاتX
Pnu.tut.ir - چگونه ترجمه کنیم یا غلط های رایج در ترجمه - بخش نخست

چگونه ترجمه کنیم یا غلط های رایج در ترجمه - بخش نخست

سلام

چون مطلب طولانی است به مرور زمان تمام آن را در وبلاگ قرار میدهم.

يك مترجم خوب كه مي‌خواهد ترجمه‌ي خوبي بر جاي بگذارد دست‌كم بايد سه ویژگی داشته باشد:

  الف) آشنا بودن به زبان بيگانه از نظر واژگان و ساختار زبان

  ب) آشنا بودن به زبان فارسي از نظر واژگان و ساختار زبان

  ج) آشنا بودن به موضوعي كه مي‌خواهد ترجمه كند

  اكنون نمونه‌هايي از ترجمه‌هاي نادرست برخي از "مترجم‌ها" را ببينيد تا دست‌كم خود به بيماري آشفته‌نويسي و نادرست‌نويسي آن‌ها كمتر دچار شويد.

  

  1) گاهی نمي‌دانند براي هر واژه در زبان ديگر بيش از يك واژه‌ي برابر وجود دارد كه هر كدام را بايد در جاي مناسب آن به كار برند.

 

  1. Can a seed tell the difference between up and down? Turn some growing beans upside down to see how they are affected by gravity.

 

  ترجمه: آيا گياه قادر است كه تفاوت بين رشد عادي و رشد وارونه را بيان كند؟ يك گياه لوبياي در حال رشد را وارونه كنيد و ببينيد چگونه تحت تاثير جاذبه‌ي زمين قرار مي‌گيرد.

  ويرايش: آيا دانه مي‌تواند بالا و پايين را از هم تشخيص دهد؟ يك گياه لوبياي در حال رشد را وارونه كنيد و ببينيد چگونه تحت تاثير گرانش زمين قرار مي‌گيرد.

 

  برابرهاي فارسي براي Tell : گفتن، بيان كردن، (از هم) تشخيص دادن، تمييز دادن، فهميدن، دانستن، تاثير گذاشتن، موثر واقع شدن، چغلي كردن، فاش كردن

 

  2. If left unfarmed, almost any field will turn slowly into a forest. Bushes take over from grass, and then trees take over from bushes.

  ترجمه: اگر زمين‌ به صورت طبيعي رها شود، تقريبا هر كشتزاري به آهستگي تبديل به جنگل مي‌شود. علف‌زارها زمين‌هاي علف‌دار را در بر مي‌گيرند و جنگل‌ها علف‌زارها را به تصرف خود در مي‌آورند.

  ويرايش: اگر زميني كشت‌نشده رها شود، تقريبا هر كشتزاري به آهستگي به جنگل تبديل مي‌شود. بوته‌ها و درختچه‌ها در لابه‌لاي علف‌ها زياد مي‌شوند و سرانجام شمار درختان از بوته‌ها و درختچه‌ها بيشتر مي‌شود.

 

  برابرهاي فارسي براي Take over : تصرف كردن، غلبه كردن، چيره شدن، افزون شدن، زياد شدن، سوار شدن

 

  3. Spider monkeys are brilliant climbers and use their tail like an extra hand.

  ترجمه: ميمون‌ها عنكبوتي استعداد بالارفتن و استفاده از دم را شبيه يك دست اضافي دارند.

  ويرايش: ميمون‌هاي عنكبوتي در بالا رفتن از درختان بسيار چابك هستند و دم خود را مانند يك دست ديگر به كار مي‌گيرند.

  

  برابرهاي فارسي براي Use : استفاده كردن، به كار بردن، به كار گرفتن، مصرف كردن

 

  4. Sometimes when you fire particle at an atom like Rutherford did, the nucleus just grabs them and makes itself bigger.

  ترجمه: گاهي اوقات با حرارت دادن ذرات يك اتم، هسته‌ آن ذرات را جذب مي‌كند و بزرگ‌تر مي‌شود.

  ويرايش: گاهي ذره‌هاي اتمي را به يك اتم شليك مي‌كنيد(آن گونه كه رادرفورد انجام داد)، اما هسته آن‌ها را مي‌قابد و خودش را بزرگ‌تر مي‌كند.

 

  برابرهاي فارسي براي Fire : حرارات دادن، آتش كردن، شليك كردن، برانگيختن، پرتاب كردن

 

  5. The air directly above a glass weighs about the same as you do. It presses hard on a drink, pushing it up the straw when you suck.

 

  ترجمه: هواي بالاي ليوان تقريبا هم‌ وزن هوايي است كه درون ني مي‌دميد. اين هوا روي نوشيدني فشار وارد مي‌كند و هنگامي كه آن را مي‌مكيد، سبب بالا آمدن نوشيدني مي‌شود.

  ويرايش: هواي بالاي ليوان درست مانند آن‌چه در آزمايش انجام داديد، رفتار مي‌كند(يا سنگيني مي‌كند). اين هوا بر نوشيدني فشار وارد مي‌آورد و هنگامي كه مي‌مكيد، سبب بالا آمدن نوشيدني مي‌شود.

  برابرهاي فارسي براي Weigh : وزن كردن، كشيدن، وزن داشتن، گنجايش داشتن، گرفتن، سبك و سنگين كردن، سنجيدن، موثر واقع شدن، اهميت داشتن، سنگيني كردن

 

(علی اصغر تسلط)

   

!! نوشته شده توسط | 2 PM | Sun 29 Apr 2007